تاریخ انتشار: ۲۰۱۵/۰۵/۲۲
پژوهشهای فلسفی کلامی (17359791)(3)pp. 29-52
تشکیک در وجود از اصولی ترین مبانی حکمت متعالیه است ، این مسأله مبنای تبیین و اثبات مسائل متعدد فلسفی گردیده است به گونه ای که ملا صدرا بسیاری ابتکارات خود را در حوزه های مختلف فلسفی وامدار این مسأله است، یکی از مهمترین ابتکارات ملاصدرا در حوزه معرفت شناسی که تشکیک در آن نقش اساسی ایفا کرده است، مسأله اتحاد عالم ومعلوم است، حکماء پیش از صدرالمتالهین چون از مساله تشکیک در وجود غافل بوده اند مناط انواع ادراک را میزان تجرید مدرَک از ماده ولواحق آن می دانستد و تفاوت ادراکات را ناشی از تفاوت مقدار تجرید ماهیت از امور مغایر خود می دانستند؛ لکن صدرالمتالهین با رد نظریة تقشیر، تفاوت ادراکات را ناشی از تفاوت انحاء وجود مجرد می داند. درحکمت متعالیه ملاک معلومیت فقط بر اساس نظام تشکیکی وجود توجیه پذیر است وی با پذیرش وجود جمعی در نطام تشکیکی وجود قائل به انحاء وجود در طول یکدیگر برای یک ماهیت می شود که مستلزم حمل دیگری به نام «حمل حقیقه و رقیقه» است و بر همین اساس ملاک معلومیت براساس تأکد وجود است، هر چه میزان وجود از نطر تحصّل وفعلیت شدیدتر باشد میزان معلومیت آن بیشتر است و هر قدر وجود آن ضعیف تر باشد از میزان معلومیت آن کاسته می شود و نفس برای ادراک هر معلومی در مرتبه همان معلوم با آن متحد می گردد.
تاریخ انتشار: ۲۰۱۴/۰۱/۲۱
اندیشه دینی (22516123)(49)pp. 69-100
شناخت خداوند یا همان مبدأ هستی همواره یکی از دغدغههای اصلی بشر بوده است. از اینرو بخش عمدهای از آموزههای ادیان آسمانی نیز در پاسخ به این دغدغه، به توصیف او اختصاص یافته است. اما از آن جهت که شناخت ذات او به دلایل عقلی و نقلی امکانپذیر نیست، حکمای الاهی و متکلمان و آموزههای وحیانی شناخت خداوند را در قلمرو صفات دانسته و صفات الاهی را به صفات معرِّف ذات و صفات مفسر فعل الاهی تقسیم نمودهاند. همانطور که صفات معرّف ذات و برگرفته از ذات کامل الاهی دارای ویژگیهایی است، صفات فعلی نیز که برگرفته از افعال الاهی است، دارای ویژگیها و معنای خاصی است.
دراین مقاله، برآنیم تا بهلحاظ نظام معنایی، تفسیری هماهنگ و معنادار از صفات فعل ارائه داده، ویژگیهای خاص صفات فعلی را از دیدگاه متکلمان و حکماء مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
تاریخ انتشار: ۲۰۱۲/۰۸/۲۲
پژوهشهای فلسفی کلامی (17359791)(4)pp. 25-42
در تبیین پیدایش جهان ممکن بعضی از متکلمان، افزون بر پیشینه عدم زمانی، برای موجودات اصل علیت را نیز انکار کرده و ارتباط واجب و ممکن و یا خالق و مخلوق را به نحو فاعل ایجادی تفسیر کردهاند. در برابر، بسیاری از فیلسوفان معتقد به پیشینه وجودی برای موجوداتاند و بر اصل علیت و ارتباط ایجاد ایجابی تأکید دارند و برخی از آنان در تقریر و تبیین ارتباط ایجاد ایجابی، سنخیت را امری ضروری دانستهاند. از این رو در تفسیر ارتباط جهان ممکن با خالق و آفریدگار، به طور عام سه دیدگاه بینونت، عینیت و سنخیت ارائه شده است. این نوشتار، نظریه ضرورت سنخیت در اصل علیت در فلسفه اسلامی را بررسی میکند؛ بدینترتیب که پس از تحلیل و تبیین مسئله، نقدهای وارد شده به آن را بررسی کرده و سرانجام سنخیت را بر مبنای وجودشناسی فلسفی، به عنوان امری بدیهی طرح میکند.
تاریخ انتشار: ۲۰۰۵/۱۱/۲۲
پژوهشهای فلسفی کلامی (17359791)(25)pp. 60-87
از پیچیدهترین مباحث فلسفی که سرنوشت بسیاری از مسائل به آن وابسته است، بحث علم وادراک است. و از جمله پرسش هایجدّی در این خصوص، مقدار اعتبار معلومات ودانش ما انسانهاست و اینکه واقعنمایی علم چگونه و در چیست؟
در میان اندیشمندان معاصر، علامه طباطبائی(ره) بیشازسایرین، به اینمهم توجه کرده ومباحث ارزشمندی را دربارة این موضوع ارائه داده اند. ایشان با ارجاع تمام علوم حصولی به علوم حضوری و پایهدانستن علوم حضوری، اولاً، رویکرد نوینی در این قلمرو داشته و ثانیاً، به توجیه خطای حواس دست یافتند.
در این نوشتار، ضمن تحلیل و تبیین دیدگاه علامه طباطبائی (ره) در باب ارزش معلومات و توجیه خطای حواس و یادآوری نکاتی چند در مورد این نظریه، سعی بر این داشته ایم تا تقریری منسجمتر با برخورداری از کمترین اشکال را در خصوص گونة واقعنمایی علم ارائه کنیم.
تاریخ انتشار: ۲۰۰۳/۰۹/۲۳
پژوهشهای فلسفی کلامی (17359791)(17-18)pp. 29-40
از جمله قواعد فلسفی در باب علیت، قاعده معروف «الواحد» است که با اصل سنخیت علت و معلول ارتباط تنگاتنگ دارد. در منظر بسیاری از حکیمان، این قاعده بدیهی تلقی شده، در عین این که از منظر برخی با اشکالها و پرسشهای جدی در خصوص قلمرو آن روبه رو شده است، از جمله اینکه: قاعده الواحد با فاعلیت و قدرت مطلقه الهی تعارض دارد، بهگونه ای که برخی علیت الهی را از شمول قاعده خارج کرده اند. این مقاله ضمن تبیین اصل قاعده و قلمرو آن، به اشکال محدودیت قدرت الهی پرداخته و پاسخ حکیمان را در این خصوص نقد و تحلیل میکند و سرانجام به این نتیجه می رسد که نه تخصیص در قاعده عقلی «الواحد» صحیح است و نه محدودیت در قدرت مطلقه الهی رواست، بنابراین، هیچ تناقضی میان مفاد قاعده الواحد و براهین دال بر اطلاق فاعلیت الهی وجود ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۹۷۰/۰۱/۰۱
اندیشه دینی (22516123)(72)pp. 23-42
از مسائلی که در طول تاریخ توجه دانشمندان را به خود معطوف داشته، رابطهی اجزای عالم با یکدیگر و هستیشناسی برآمده از چنین تفکری است. از یونان باستان تاکنون فیزیکدانان و فیلسوفان بسیاری به تحقیق و بررسی در این زمینه پرداخته و عموماً نتایج تحقیقات و تفکرات آنان ازیکدیگر متأثر بوده، بهگونهای که کشف یک مسأله باعث تغییر و تحولات بنیادینی در خط فکری گروه دیگر شده است. با پیشرفت فیزیک جدید دریچهی جدیدی در نگرش هستیشناسی عالم ایجاد و باعث شد در مقایسه با گذشته، اندیشمندان به طرز متفاوتی در این زمینه قلمفرسایی کنند. تلر از دانشمندانی است که از یافتههای جدید فیزیک متأثر است و سعی کرده دیدگاه بخشیانگاریِ برآمده از فیزیک کلاسیک را ابطال کند و به دیدگاه خودش که بر جهانی کلگرا و مبتنی بر رابطه مبتنی است، بپردازد. در این نوشتار سعی شده دیدگاه تلر با محوریت مقالهی او در این زمینه، با نام «نسبیت، کلگرایی رابطهای و نامساوی بل» تبیین شود و باتوجهبه اصول وجودشناسی حکمت متعالیه، نقد و ارزیابی شود. نتیجهی این تحقیق تأکید دارد که روش تجربی، جزئی است و برای اثبات کلگرایی عالم ماده مناسب نیست، بلکه با اصول کلی و فلسفی مانند وحدت شخصی وجود، اصل علیت و ضرورت بالقیاس، میتوان با استدلال کاملتری به این امر مهم دست یافت. بیشک برقراری چنین دیالوگهایی میان فلسفه و فیزیک، در فهم بهتر و کاملتر از هستی راهگشا خواهد بود.